وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لب خندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا !!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروز نیز روز مبادا
باشد!
...
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هر روز بی تو
روز مباداست!
" قیصر امین پور"
بهزاد نایبی
در دايره تنشها و پهنه چالشهاي زندگي همچو ديگر مردم گرفتار و به تبِ گردشِ ناموزونِ روز و شبِ ناهمگونش دچار... و اگر اندكی آرامش در واپسين ساعات روزي پا در گريز فراهم شود و در همي تنش و چالشهاي گرفتاري فرصتي دست دهد، به دور از خستگي كار، لحظه اي دل در گرو حال و هواي جذاب و عارفانه موسيقي نهادن، مرهمي است آشنا. افرادي همچو من كه شيفته موسيقي سنتي اند و با شنيدنش در درياي انديشة خويش غوطه ميخورند و لذت ميبرند؛ حال و هوايي جذاب و وزين و مملو ازلطف و حلاوت، لحظاتي اندك كه ما از بند اوهام نوع بشر فارغ و رها ميشويم ...
شما در" ادامه مطلب" شاهد اثر یک نویسنده ی خوش قریحه هستید.
فروتنی
روزگاراني مملو از صلح و آرامش و پاكي؛
بدور از جنگِ قدرت و ظلم و خفقان.

سلام دوستان
این سه اثر، به قلم سه دانش آموخته ی خوش ذوق ِ سمپادیه.
این اولین قدم برای نمایش آثار دیگر دوستان خوش قریحه ست.
منتظریم.
فروتنی
خلاصه، چشم تو ما را عجیب، دوست نداشت
که عاشقانه عجیب و غریب، دوست نداشت
بهانه دیدن روی تو بود روی زمین
وگرنه آدم بیچاره سیب دوست نداشت
خیال ِ پاره ی پیراهن است در چشمت
که یوسف ِ دل ما را نجیب، دوست نداشت
کدام کفر، نه! شیطان اگر که سجده نکرد
برای عشق قشنگش، رقیب دوست نداشت
خلاصه باز همان حرفهای تکراری
که چشم تو دل ما را عجیب، دوست نداشت
محمد کرم الهی
پیشکش این دنیای بی پایه
به انسانهای عاقل
سبدی از گلهای یاس و یأ س است
تارهایی از غم و پودهایی از دورویی
و انسانهای دیوانه
می بخشند
آن گلهای رنگین محبت را
و من دیوانه هم
دستهایم را دراز میکنم
به امید رسیدن به شاخه گلی از گلهای آنان!
سمانه سلاطی
Imagine there's no heaven
تصور کن بهشتی نیست
It's easy if you try
ساده است اگر سعی کنی
No hell below us
زیر پامان جهنم نیست
Above us only sky
و در بالا تنها آسمان است
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
Living for today
برای امروز زنده اند
Imagine there's no countries
تصور کن هیچ کشوری نیست
It isn't hard to do
سخت نیست اگر بخواهی
Nothing to kill or die for
هیچ چیز برای مردن یا کشتن
And no religion too
هیچ دینی هم
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
Living life in peace
در صلح زندگی کنند
You may say I'm a dreamer
ممکن ست بگویی خیال بافم
But I'm not the only one
اما تنها نیستم
I hope someday you'll join us
امیدوارم روزی با ما شوی
And the world will be as one
ودنیا یکی شود
John Lennon
جان لنون
با تشکر از خانم فاطمه گل زردی
آیا داستان پینوکیو را خواندهاید ؟

خیلی ها پینوکیو را با کارتونها و فیلمهایی که به نام او
ساختهشدهاست ، شناختهاند .
اما کمتر کسیاست که متن اصلی داستان پینوکیو
– البته با ترجمهای معتبر- را خوانده باشد.
این سؤال راازافرادزیادی پرسیدهام
و ...
سلام
با تشکر از سرکار خانم سمانه سلاطی ٬ شما در ادامه ی مطلب ٬ شاهد داستانی دربارهی منزلت دانایی :
پینوکیو و فرشته ی مهربان !
نوشته ی آقای ابراهیم اصلانی هستین.
نیلوفر فروتنی
گفتگوي خبرگزاري ايسنا با بهمن قبادي
بهمن قبادي فيلم جديدش را به جشنواره فيلم فجر ارائه نداد
بهمن قبادي اعلام كرد: "نيوه مانگ"را به جشنوارهي فيلم فجر ارائه ندادهام.
اين كارگردان سينما با بيان اين مطلب به خبرنگار سينمايي ايسنا گفت: عملكرد بيست و پنج ساله اين فستيوال را بررسي كنيم، شاهد روند مثبتي نيستيم.
وي مدعي است: هماكنون جشنواره فيلم فجر جايگاه بينالمللي ندارد و دلايلش كاملا مشخص است. در اين جشنواره يك سيستم دولتي فعاليت ميكند و مجموعه آدمهاي دولتي برآن نظارت دارند و دبير فستيوال هر سه، چهار سال یکبار عوض ميشود، در حاليكه در هيچ جاي دنيا اين روند وجود ندارد، به هرحال دبير فستيوال براي يك تا دو دهه برنامهريزي دارد، اما در اينجا هر دو تا سه سال يك بار دبير جشنواره عوض ميشود.
كارگردان لاكپشتها هم پرواز ميكنند معتقد است: در طول بيست و پنج سال اخير شكل و چيدمان هيات انتخاب، كاملا دولتي بوده است و تعدادي آدم دولتي و سياستمداران جزو هيات انتخاب قرار ميگيرند كه با سينما آشنايي ندارد، درهمين هيات انتخاب اخير چند نفر اهل سينما حضور دارند؟ درحاليكه اغلب افراد مميزي هستند. اين كنترل بيش از حد در فستيوال، شكل چيدمان جشنواره را به هم ميريزد بنابراين علاقهاي به شركت در چنين جشنوارهاي نداشته و ندارم.
كارگردان زماني براي مستي اسبها با تاكيد بر اينكه در هيچ دورهاي به فيلم سازان مستقل توجه نشده است گفت: توجهي كه به فيلم سازان خاص دارند كاملا درتمام دوران برگزاري جشنواره مشهود است.
وي درعين حال متذكر ميشود: در بخش بينالمللي جشنواره فيلم فجر افراد دلسوزي حضور دارند كه در جهت برگزاري هرچه استانداردتر برگزار شدن جشنواره تلاش ميكنند، اما به دليل كنترلها و نگرانيهاي بيش از حد، شرايط مناسبي براي عملكرد مناسب اين بخش نيز وجود ندارد.
اين كارگردان معتقد است: جشنواره بايد در دست هنرمندان و صاحبان فرهنگ باشد، نه در دست عدهاي كه سمتهاي دولتي دارند.
قبادي در پايان گفت: بعد از اين همه سال با بودجه كلاني كه صرف ميشود، براي رشد فرهنگ مردم يك سالن ساخته نشده است و حتي سالن مناسبي براي تماشاگران جشنواره.
........................................................
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به ا کراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...آی
.دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است.
م . امید
آهنگ هاي روا و ناروا
موسيقي اصيل و معنوي ايران زمين فرياد عظمت و گلبانگ روح لطيف و خداجوي هر ايراني پاك نهاد است.گلبانگي كه از اعماق جان مشتاقان برون مي آيد و بر دل عاشقان مينشيند و عشق به يار را برآوردگار مي سازد.كم نيستند آنان كه با موسيقي اصيل و ريشه دار ايراني پيوند زدند از بي اصالتي ها بريدند و به اصالت ها پيوستند.اينان هنرمندان اصيلي هستند كه گوهر گرانبهاي هنر خويش را به ماديات و كج روي ها نفروخته اند و پاكي هنر خويش را نيالوده اند.هنر و موسيقي وجهي از تاريخ و فرهنگ يك ملت است و از اين رو شايسته آن است تا فيلسوفان و جامعه شناسان هنر به مقصد شناخت رازهاي نهفته و معاني پنهان فرهنگ ها در آن تامل كنند.
تحريم موسيقي را در اعصاري مي توان برآمده از نياز جامعه دانست.چه آن كه ثروتمندان و دولتمردان با حاصل دسترنج عامه مردم چنان به لهو و لعب و اسراف روي مي كردند كه شايد يكي از راه هاي مقابله با آنان همين سخت گيريهاي بزرگان مذهبي بوده است.اما در زماني كه موسيقي و هنر مي تواند موجب سرافرازي ملت شود و او را در رويارويي با فرهنگ هاي منحرف وارداتي مجهز سازد آيا رواست تحريم شود؟يا چنانچه آن را روا شمرديم گونه گوشخراش و بد آهنگ را برگزينيم؟ متاسفانه چندي است بنا به عللي موسيقي آن پيشرفت و جذابيت دلخواه را ندارد. پخش آهنگ هايي كه موسيقيدانان متوسط و متملق مي سازند از تعداد شنوندگان راديو كاسته است . بد يهي است آنكه كمتر بهره اي از هنر دارد با پيروي از تمايلات گروه حاكم مي تواند خود را معرفي كند و سير نزولي هنر از همين جا آغاز مي شود. تشخيص موسيقي روا و نا روا به عهده ي جناح هاي سياسي و طيف هاي مذهبي نمي تواند باشد.استادان مسلم و بزرگ كه متخصص در موسيقي ملي و حتي موسيقي غربي هستند بايد داور موسيقي صداوسيما باشند. امروزه از راديو و سيما بيشتر آنگونه موسيقي و آهنگي پخش مي شود كه به حق بر آن نام ؛ سرود ؛ گذاشته اند . اگر قصد بر آن باشد كه يك گونه ي موسيقي در مملكت رواج يابد و آن هم موسيقي رزمي باشد بهتر است سازها را هم به دهل و كرنا و سنج محدود كرده و خيال همه را راحت كنند . برخورد ناپسند صدا و سيما كه متولي هنر موسيقي است با هنرمندان از ديگر آسيب هاي وارده به اين هنر است .تا كنون مردم چهره ي كمتر نوازنده اي را از سيما ديده اند اگر هم بخواهند چهره اي را نشان دهند چنان مات و محو و نا مشخص است گويي گناهي مرتكب شده اند كه بايد همراه بيم و ترس نشانشان دهند. مردم مايكل جكسون ها و مدوناها را بهتر از فخرالديني ها و كامكارها و مشكاتيان ها مي شناسند.بهتر است همين موسيفي نيم بند را هم از راديو و تلويزيون حذف كنند.مي توان از مردم خواست هر كمبودي را به خاطر استقلال و تحمل فشارهاي بين المللي ناديده بگيرند ولي محروم كردن مردم از موسيقي اصيل و گوشنواز استادان چه محملي دارد ؟
شادی سپهوند
روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت
روزي كه كمترين سرود
بوسه است
و هر انسان
براي هر انسان
برادريست
روزي كه ديگر درهاي خانهشان را نميبندند
قفل
افسانهيست
و قلب
براي زندگي بس است
روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي
روزي كه آهنگ هر حرف ، زندگيست
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستوجوي قافيه
نبرم
روزي كه هر لب ترانهيست
تا كمترين سرود ، بوسه باشد
روزي كه تو بيايي ، براي هميشه بيايي
و مهرباني با زيبايي يكسان شود
روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم .....
و من آن روز را انتظار ميكشم
حتي روزي
كه ديگر
نباشم
«ا. بامداد»
انسان موجودي است مابين داشتهها و خواسته ها ، تلاشياست براي دستيابي ، پيچيدهاست و سخت توانمند
قرار بر ايناست كه اين محل ، جايي باشد براي نمايش دستنوشتهها، نقدها ، تحليلها و گفتارهاي شما پيرامون هنر ، پس به انتظار ما پاسخ دهيد